s298
- يكشنبه دی ۲۴ ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ
- ۰ حرفهای شما
با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه
صفحه دویست و نود و هشت (35-45)
سورةُ الکَهف
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبیدَ هذِهِ أَبَداً (35)
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْها مُنْقَلَباً (36)
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلاً (37)
لکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً (38)
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالاً وَ وَلَداً (39)
فَعَسى رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ وَ یُرْسِلَ عَلَیْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعیداً زَلَقاً (40)
أَوْ یُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطیعَ لَهُ طَلَباً (41)
وَ أُحیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فیها وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ یَقُولُ یا لَیْتَنی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً (42)
وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مُنْتَصِراً (43)
هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَواباً وَ خَیْرٌ عُقْباً (44)
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ کانَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِراً (45)
ترجمه فارسی
و در حالى که [به سبب غرور و عصیان] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمىبرم که این باغ هرگز نابود شود (35)
و گمان نمىکنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقیناً در بازگشت، جایگاهى بهتر از این را خواهم یافت. (36)
رفیقش در حالى که با او گفتگو مىکرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردى درست و نیکو درآورد، کافر شدهاى؟ (37)
من [اقرار قلبى دارم که:] اوست خدا پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمىگیرم (38)
و چرا وقتى به باغ خود وارد شدى، نگفتى: آنچه خدا بخواهد [صورت مىپذیرد] و هیچ نیرویى جز به وسیله خدا نیست اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت مىبینى. (39)
امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبى دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینى صاف و بىگیاه و لغزنده شود (40)
یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانى آن را به دست آورى. (41)
[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوههایش از بین رفت، پس در حالى که همه داربستها فرو ریخته، [و تاکها روى آن بود] و در [حسرت] هزینههاى [فراوانى که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو مىکرد، مىگفت: اى کاش من احدى را با پروردگارم شریک نگرفته بودم. (42)
و برایش گروهى نبود که او را در برابر خدا یارى دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند. (43)
در آنجا [که گرفتارى از همه سو انسان را احاطه مىکند] یارى دادن ویژه خداى به حقّ است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است. (44)
و زندگى دنیا را براى آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایدارى] مانند آبى است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزى شگفتانگیزى پدید آورد] آن گاه [در مدتى کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند و خدا بر هر کارى تواناست. (45)
Translation of the Qur'an
Page ( 298 ) verses Sura al-kahf ( 35 - 45 )
Sura al-Kahf
In the nane of God
He entered his garden while he was thus harming his own soul. He said:" I do not think that this will ever disappear!) 35 (
I do not think the Hour is at hand; if I am ever sent back to my Lord, I shall find something better than it in exchange.") 36 (
His companion told him while he was discussing things with him:" Have you disbelieved in the One Who created you from dust, then from a drop of semen; then fashioned you into a man?) 37 (
However so far as we are concerned, He is God my Lord, and I do not associate anyone with my Lord!) 38 (
Why, as you entered your garden, did you not say: 'Whatever God may wish; there is no strength except through God] Alone [! '? Even if you see how I am less wealthy than you are and have fewer children,) 39 (
perhaps my Lord will still give me something better than your garden and send a reckoning down from Heaven on it, so it will eventually become a bald hilltop,) 40 (
or its water will sink down some morning and you will never manage to find it again.") 41 (
He was caught short with his fruit, and one morning he began to wring his hands over what he had spent on it, since it had tumbled down from its trellises. He kept saying:" It's too bad for me; I should never have associated anyone with my Lord!") 42 (
He had no party to support him against God, so he was not supported.) 43 (
That is how patronage lies with the True God. He is Best as a recompense and Best in results.) 44 (
) VI (Set forth an example for them about worldly life being like water We send down from the sky. The plants on the Earth swell up with it; yet some morning they will become dry weeds which the winds will blow away. God is Competent to do everything!) 45 (
- ۹۶/۱۰/۲۴