Global Village😊💕

Our motto: All human's in the world are equal

Global Village😊💕

Our motto: All human's in the world are equal

Global Village😊💕

👈 هنگامی که در این وبلاگ حضور داری با خود صادق باش ، گوش ها ، چشم ها و لب های خود را لحظه ای از قید شیطان درون خود آزاد ساز !😉

خداوند حقیقت را می بیند اما صبر می کند ..... من عاشق خدایم هستم دعا کنید هر چه زودتر به عشقم برسم😘

گاهی انسان مطالب ساده و ابتدایی و تکراری را نیز به سادگی فراموش میکند ، پس لطفا فقط ببین !😉

در این وبلاگ پذیرفتن هیچ چیز اجباری نیست..... روزی یک نفر هم چشمهایش به دیدن یک کلمه قرآن روشن شود ، برای این بنده ی حقیر کافی ست... دیگر چیزی نمی خواهم😊


*بعد از نماز یادتون نره !سى و چهار مرتبه اَللّهُ اَکْبَرُ و سى و سه مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و سى و سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ بگوید و در بعضى روایات سُبْحانَ اللّهِ پیش از اَلْحَمْدُلِلّهِ وارد شده .*

تبلیغات
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۱۶۰ مطلب با موضوع «مذهبی» ثبت شده است

پایان دنیا / end of the world

عقیده اقوام و ملل مختلف جهان در مورد مهدی موعود: 
1 ـ ایرانیان باستان معتقد بودند که: «گرزا سپه» قهرمان تاریخی آنان زنده است و در «کابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانی می کنند تا روزی که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید. 
2 ـ گروهی دیگر از ایرانیان می پنداشتند که: «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایی، دیهیم پادشاهی به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند. 
3 ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند. 
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاکم گرداند. 
5 ـ اهالی صربستان انتظار ظهور «مارکو کرالیویچ» را داشتند. 
6 ـ برهمائیان از دیر زمانی براین عقیده بودند که در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدی سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد. 
7 ـ ساکنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که: «ارتور» روزی از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد. 
8 ـ اسن ها معتقدند که پیشوایی در آخر الزمان ظهور کرده، دروازه های ملکوت آسمان را برای آدمیان خواهد گشود. 
9 ـ سلت ها می گویند: پس از بروز آشوبهایی در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد. 
10 ـ اقوام اسکاندیناوی معتقدند که برای مردم دنیا بلاهایی می رسد، جنگهای جهانی اقوام را نابود می سازد، آنگاه «اودین» با نیروی الهی ظهور کرده و بر همه چیره می شود. 
11 ـ اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور «بوخص» می باشند. 
12 ـ اقوام آمریکای مرکزی معتقدند که: «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثی در جهان، پیروز خواهد شد. 
13 ـ چینی ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات می دهد. 
14 ـ زرتشتیان معتقدند که: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند. 
15 ـ قبایل «ای پوور» معتقدند که: روزی خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردی بروز نکند و آن به سبب پادشاهی دادگر در پایان جهان است. 
16 ـ گروهی از مصریان که در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگی می کردند، معتقد بودند که سلطانی در آخرالزمان با نیروی غیبی بر جهان مسلّط می شود، اختلاف طبقاتی را از بین می برد و مردم را به آرامش و آسایش می رساند. 
17 ـ گروهی دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان، در کنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر می کند. 
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب های مقدّس خود، در انتظار مصلحی هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانی را تشکیل خواهد داد. 
19 ـ یونانیان می گویند: «کالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد کرد، و جهان را نجات خواهد داد. 
20 ـ یهودیان معتقدند که در آخر زمان «ماشیع» (مهدی بزرگ) ظهور می کند و ابد الآباد در جهان حکومت می کند، او را از اولاد حضرت اسحاق می پندارند، در صورتی که «تورات»، کتاب مقدّس یهود، او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است. 
21 ـ نصارا نیز به وجود حضرت مهدی (علیه السلام) قایلند ومی گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولی در اوصافش اختلاف دارند.
 
 
The beliefs of different peoples and nations about the promised Mahdi:
Ancient Iranians believed that: "Geras Sepah" their historical heroine is alive and sleeping in Kabul, and a hundred thousand angels will protect him until the day he wakes up and resurrects and corrects the world.
Another group of Iranians believed that: "Kekhosro" after settling the country and building the foundation of the kingdom, Dihima gave the kingdom to his son and went to the mountains, where he lay there to appear one day and bring the devils out of the gate.
The Slavs believed that one person would rise from the East and unite all Slavic tribes and rule them over the world.
The German nobility believed that a conqueror would rise up from their tribes and rule the "Germans" over the world.
- The inhabitants of Serbia expect the appearance of Marco Kralovich.
The Burmese people believed that, at the end of the time, "Vishnu" would emerge and be mounted on a white horse and would hold the fiery sword and kill the opponents, and the whole world would be "Brahman" and reach this prosperity.
"The inhabitants of the islands of England have been dreaming for centuries and are waiting for" the orthopedic "to emerge from the island of" Avalon "one day and dominate the" Saxon "race in the world and give the world the happiness.
-Sans believe that the leader will appear at the end of the time, and will open the gates of the kingdom of heaven to mankind.
-Seleths say: "After the upheaval in the world," Borian Bor-Weim "will rise and take over the world.
The Scandinavian sculptors believe that the world's people are in distress, destroying global wars, then "Odin" will emerge with divine power and overcome everything.
Central Europeans are waiting for the emergence of a "stand-by".
Central American officials say that the world's most rescue-wielding Kutzelkotl will be victorious in the aftermath of the events in the world.
-Chinese believe that "Krishna" emerged and saved the world.
The Zoroastrians believe that the "Succession" (the great savior of the world) spreads religion in the world, eradicating poverty and poverty, ridding the goddess of evil, and stirring the people of the world, both in speech and in action.
The "Eupoor" series believe that: There will be a day when there will be no battle in the world, due to the reign of the kingdom at the end of the world.
A group of Egyptians who lived in Memphis about 3,000 BC believed that Soltani would dominate the world at the end of the world with unconditional force, eliminating class differences, and bringing people to peace and tranquility. Brings
Another group of ancient Egyptians believed that the Messenger of Allah appeared at the end of Al-Zaman, beside the house of God, conquering the world.
Different countries and tribes of India, according to their holy books, are waiting for the Moslem who will emerge and form the government of the unitary world.
The Caliphians say, "Great Savior, will come forth, and save the world."
-The Jews believe that at the end of the time, the "Masiyeh" (the great Mahdi) emerges and the eternal Al-Abad rule in the world, they consider him to be the descendants of Isaac, while the "Torah," the Bible of the Jews, explicitly excluded him from The children of Ishmael are known.
-Narsara also pray for the presence of Imam Mahdi (peace be upon him) and say: He will appear at the end of the time and will take the world, but they will differ in their own way.
 

 

امام حسین علیه السلام: مگر نمیبینید که به حق عمل نمی شود و....

 
علت قیام عاشورا
 
بلند کردن نام خدا و یارى دین او
 
جهاد، براى جلب خشنودى پروردگار، برقرار ساختن عدالت اجتماعى، حمایت از کسانى که در معرض فریب و گمراهى قرار گرفته ‏اند، برچیدن بساط شرک و بت‏ پرستى از محیط جامعه انسانى و اجراى دستورهاى خداوند، جایز، بلکه واجب است:
 
«وَقاتِلُوهُمْ حَتّى‏ لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلّا عَلَى الظّالِمِینَ».
 
با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‏ اى نباشد و دین مخصوصِ خدا شود. پس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستم‏گران روا نیست.
 
امام حسین علیه السلام درباره علت قیام خود می فرماید:
 
و من با کفایت‏ ترین فرد براى یارى دین خدایم و این که شریعت او را عزیز کنم و در راه خدا جهاد کنم تا نام خدا بلند و پرآوازه باشد.
 
اصلاح امت به وسیله امر به معروف و نهى از منکر
 
در اسلام، به همان اندازه که از فساد، انتقاد و با آن مقابله شده است، به اصلاح سفارش و تأکید شده است. قرآن، تنها ایمان و تقواى درونى را کافى نمی داند، بلکه حرکت در راه او و تلاش براى هدایت جامعه را نیز ضرورى می شمارد.
 
قرآن کریم، بهترین امت بودن را به انجام دادن امر به معروف و نهى از منکر مشروط کرده است:
 
«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ المُنْکَرِ».
 
امر به معروف و نهى از منکر وظیفه تمام انبیا در طول تاریخ بوده است.
 
امام حسین علیه السلام درباره علت قیام خود می فرماید:
 
مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیرى نمی گردد! من بنا دارم [هر چند با ریخته شدن خونم باشد] امر به معروف و نهى از منکر کنم.
 
. فسق یزید و فساد دستگاه حکومتى‏
 
نخستین شرط حاکم اسلامى، عمل کردن به قوانین الهى است:
 
«إِنّا أَنْزَلْنآ إِلَیْکَ الکِتابَ بِالحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ وَلا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً».
 
ما این کتاب را به حق، بر تو نازل کردیم تا میان مردم به [موجب‏] آن‏چه خدا به تو آموخته، داورى کنى و زنهار! جانبدار خیانت‏کاران مباش.
 
از دیگر شرایط، اطاعت آحاد ملت، به ویژه کارگزاران حکومت اسلامى، از فرمان‏هاى خداوند است. در آیات متعددى، از حکومت‏هایى که در آنها غیر خدا اطاعت می شود، به شدت نکوهش شده است؛ مانند:
 
«وَتِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَهُ‏و وَاتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبّارٍ عَنِیدٍ».
 
و این قوم [عاد] بود که آیات پروردگارشان را انکار و فرستادگانش را نافرمانى کردند و به فرمان هر زورگوى ستیزه‏ جویى رفتند.
 
طبق فرمایش‏ هاى امام حسین علیه السلام، یزید و حکومت او هیچ یک از شرایط حکومت و رهبرى اسلام را نداشت.
حضرت در این‏باره می ‏فرماید:
یزید مردى فاسق است، قاتل افراد بى گناه است، شراب می ‏نوشد. این مردم، ملزم به‏ اطاعت از شیطان شده‏ اند و اطاعت خدا را ترک کرده، فساد را در زمین آشکار کرده ‏اند، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کرده‏ اند.
 
 واجب بودن قیام علیه سلطان ستم‏گر
 
در آیات قرآن، از تکیه و اعتماد بر ظالمان نهى شده است:
 
«وَلا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ وَما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ».
 
به کسانى که ستم کرده‏ اند، متمایل نشوید که آتش [دوزخ‏] به شما می رسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام، یارى نخواهید شد.
 
امام حسین علیه السلام نیز یکى از دلایل خود را وجوب قیام علیه سلطان ستم‏گر دانسته، می فرماید:
 
هر کس حاکم ستم‏گرى را ببیند که حرام خدا را حلال کرده، عهد الهى را نادیده گرفته، با روش پیامبر صلى الله علیه و آله مخالفت و در میان مردم، به ظلم و گناه عمل می کند و علیه او سخنى نگوید و شورشى نکند، بر خدا لازم است که او را به جایگاه خود [جهنم‏] ببرد.
 
قابل توجه مسئولین ☝

شیطان چگونه عذاب می بیند ؟

 
شیطان چگونه عذاب مى‏بیند؟😉
 
با آن که شیطان خودش از جنس آتش است، چگونه مى‏توان او را با انداختن در آتش، عذاب داد؟ در این باره حکایت شیرینى در تاریخ آمده که شنیدن آن براى شما نیز جالب خواهد بود.
آورده‏اند که بهلول دانا، روزى از مسجدى مى‏گذشت و شنید که شخصى مى‏گوید: «جعفر بن محمد (امام صادق) تصوّر مى‏کند شیطان در جهنّم عذاب خواهد دید. این درست نیست؛ زیرا شیطان از آتش آفریده شده و آتش، آتش را نمى‏سوزاند.»
بهلول از این سخن برآشفت و با کلوخى به پیشانى آن شخص زد و سرش را شکست. وقتى حاکم آن روزگار، بهلول را به خاطر این کار توبیخ کرد، بهلول گفت: «این شخص از خاک آفریده شده و کلوخ هم از خاک است. پس چگونه مى‏شود آدمى که از خاک است، از خاک صدمه ببیند؟» پاسخ بهلول، باعث شد که آن شخص، از اعتراض خود به حضرت صادق علیه السلام شرمسار گردد.
منظور بهلول آن بود که گرچه شیطان از آتش است، امّا ممکن است که آتشى با حرارت و قدرت بیش‏تر، آتش ضعیف‏تر را عذاب دهد؛ همان طورکه نوعى خاک، باعث اذیّت یک موجود خاکى مى‏گردد.
گذشته از این، عذاب‏هاى جهنّم فقط آتش نیست. تنهایى، تاریکى، همنشینان بدشکل و بدبو، صداهاى وحشتناک، گرسنگى و تشنگى و ده‏ها نوع عذاب دیگر هم در جهنّم وجود دارد. خدا مى‏تواند با این نوع عذاب‏ها و عذاب‏هاى دیگرى هم که ما اصلًا فکرش را نمى‏کنیم، شیطان را مجازات کند.

اطلاعیه رمضان ۹۷

 

آدرس صفحه:   https://instagram.com/_u/quranramezan

حضور شما سرورانِ گرامی باعثِ درآوردنِ لجِ شیطانِ رجیم است !!!!

با تشکر💜

نماز لیله الرغائب

 

 

نماز شب لیلة الرغائب 

ما بین نماز مغرب و عشا، دوازده رکعت نماز بجاى مى آورى، هر دو رکعت با یک سلام به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «سوره قدر» و دوازده مرتبه «سوره توحید» می خوانى و هنگامى که از نماز فارغ شدى هفتاد مرتبه مى گویى:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلَى آلِهِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ . 
خدایا! بر محمّد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست

سپس به سجده میروى و هفتاد مرتبه میگویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ 
پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح

آنگاه سر از سجده بر می دارى و هفتاد مرتبه مى گویى:

رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ 
پروردگارا! مرا بیامرز و بر من مهرورز و از آنچه از من میدانى بگذر، تو خداى برتر و بزرگ ترى

دوباره به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ 
پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح

سپس حاجت خود را میطلبى که به خواست خدا برآورده خواهد شد.

بر پا کردن نمایشگاه وقف در سید مظفر

 

به مناسبت هفته وقف نمایشگاه بزرگی در سید مظفر واقع در شهر بندرعباس برگزار شد.

هنگام خشم

 

همه ‌گیری بیماری خشونت
 
بر اساس آمارهای پزشکی قانونی کشور به طور میانگین، روزانه هزار و ۶۰۰ شهروند به دلیل نزاع به پزشکی قانونی مراجعه می‌کنند و تشکیل پرونده می‌دهند!
 
خب عامو چِرُ خودِتونِ کنترل نَمکنین ؟ خُب نکنین خُب . 
 
مِی نَشنیدین ؟
 
حضرت صادق علیه السلام  فرمود:
 
 اى شیعه آل محمد آگاه باشید که از ما نیست آن کس که هنگام‏ خشم‏  نتواند خود دارى کند، و (از ما نیست) کسى که با همنشین خود خوشرفتارى نکند، و با هم خوى خود خوش خلقى نکند، و با رفیق خود رفاقت نکند، و با همسایه خود خوش همسایگى نکند، و با هم خوراک خود مراعات خوراک نکند، اى شیعه آل محمد تا بتوانید از خدا بپرهیزید و هنگام خشم لا حول و لا قوة الا بالله زیاد بگویید .
 
على بن الحسین(علیه السلام )  ‏فرمود:
 
راستِ مطلب این است که من خوشم مى ‏آید از مردى که هنگام‏ خشم‏، بردباریش او را دریابد.
 
 
نام کتاب: أصول الکافی / ترجمه مصطفوى‏
نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب‏

علت به وجود آمدن خدا چیست و آیا می توان خدا را با چشم دید

 اگر علت به ‏وجود آمدن همه چیز خدا است، علت به وجود آمدن خدا چیست؟
 
پیش از این نوشتم که هر «پدیده‏اى» نیازمند سه علت است؛ نه هر موجودى. پدیده به موجودى گفته می ‏شود که قبلًا نبوده بعداً به وجود آمده. چنین پدیده‏ اى به علت نیاز دارد، ولى موجودى که همیشگى باشد او پدید آورنده علت‏هاست و نیازى به علّت ندارد. اصلًا «خدا» یعنى «خود آ» یعنى کس دیگرى او را به وجود نیاورده. حال اگر خدا را کس دیگرى به وجود آورده باشد دیگر «خود آ» نیست.
آیا می ‏توان عدد چهارى تصور کرد که زوج نباشد؟ و عدد پنجى باشد که فرد نباشد، یا عدد شش بر دو قابل قسمت نباشد؟ پاسخ همه سؤالها روشن است. حالا آیا می توانید خدایى را تصور کنید که علت به وجود آورنده همه چیز باشد (دقت کن!) ولى خودش را دیگرى به وجود آورده باشد؟ پاسخ روشن است اگر چیز دیگرى پیدا شود که او خدا را به‏ وجود آورده باشد دیگر خدا، علت به وجود آمدن «همه چیز» نیست و در واقع دیگرخدا، خدا نیست. پس همه «پدیده‏ها» به علت نیاز دارند، ولى خداوند «پدیده» نیست که به علت نیازمند باشد.
اگر می خواهید چیزهاى بیشترى در این باره بدانید کتاب معارف قرآن، جلد 1، نوشته آیة اللَّه مصباح را بخوانید.
 
آیا وقتى به جهان آخرت می رویم خدا را می توانیم ببینیم و با او سخن بگوییم؟
 
دعا کنید من و شما و سایر مؤمنان به بهشت برویم، آن وقت خواهیم دید که دیدن خدا محال است و پروردگار به هیچ وجه دیده نمی ‏شود، نه در دنیا و نه در آخرت.
همین سؤالى را که شما پرسیده ‏اید را شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید که: آیا خداوند در قیامت دیده می ‏شود، امام فرمود:
خداوند از چنین چیزى منزّه است ... (چنین چیزى درباره خداوند هرگز نباید تصور شود) سپس فرمود: چشم ما نمی بیند، مگر چیزهایى که رنگ و کیفیتى دارند، در حالى که خداوند آفریننده رنگ‏ها و کیفیت‏هاست.
آیا می ‏دانید چرا محال است خداوند را با چشم دید؟ زیرا چشم، چیزهایى را می بیند که:
1- مادّه باشد، پس اگر چیزى ماده نباشد قابل دیدن نیست. آیا تاکنون‏ انرژى را دیده‏ اى؟! الکتریسته را دیده ‏اى؟! این گونه چیزها ماده نیستند تا دیده شوند.
2- جسم باشد، اگر چیزى جسم نباشد و نور را منعکس نکند قابل دیدن نیست؛ مثلًا هوا قابل دیدن نیست، بو را نمی توان دید و ....
3- داراى جهت باشد؛ یعنى بتواند مقابل انسان قرار گیرد، تا با چشم دیده شود، در حالى که خدا فقط در یک جهت محدود نیست، تا قابل دیدن باشد.
در پایان این پاسخ توجه شما رابه حدیث جالبى جلب می کنم.

از على علیه السلام پرسیدند: آیا تاکنون خدایت را دیده ‏اى؟ حضرت فرمود: آیا کسى را که ندیده ‏ام عبادت کنم؟» و در ادامه فرمود: چشم‏هاى ظاهرى هرگز او را نمی بیند، اما قلب‏ها با حقیقت ایمان او را درک مى کنند.

پس خدا را با چشم سر نمی ‏توان دید ولى با چشم دل می ‏توان دید.

 


نام کتاب: سر سفره خدا
نویسنده: محمد على محمدى‏
ناشر: نشر جمال‏

چرا ما باید خدا را بشناسیم و خدا چیست

 
 چرا ما باید خدا را بشناسیم و دین داشته باشیم؟
 
دلیل‏هاى زیادى وجود دارد که نشان می ‏دهد ما وظیفه داریم خدا را بشناسیم و دین‏دار باشیم، که فقط دو دلیل آن را برایتان می ‏نویسم:
1- براى آن که ضرر را از خودمان دور کنیم؛ اگر روزى بخواهید به همراه پدر و مادر یا دوستانتان به اردوى شمال بروید و قبل از حرکت، رادیو اعلام کند هوا در مناطق شمالى کشور سرد و برفى خواهد بود، وقتى این خبر را شنیدید چه می کنید؟ آیا لباس گرم همراه خود برنمی دارید؟ اگر وقت حرکت صدها نفر دیگر آمدند و گفتند هواى شمال سرد و برف و باران بود، مطمئن نمی شوید که این افراد راست می ‏گویند؟ پس باید خودتان را مجهز کنید. با شنیدن این خبرها هیچ عاقلى تردید نمی کند که باید خودش را براى سفر آماده کند و پوشاک گرم بردارد. خداشناسى و دین دارى نیز همین طور است، زیرا 124000 نفر از بهترین و راست‏گوترین افراد روى زمین یعنى پیامبران یکى پس از دیگرى آمده‏ اند و گفته‏ اند: اى مردم خدا را بشناسید و خودتان را براى سفر آخرت آماده کنید. اگر براى سفر آخرت، توشه و وسایل کافى بردارید، شما به سلامت به مقصد می ‏رسید و وارد بهشت می شوید، ولى اگر خدا را نشناسید و خودتان را براى این مسافرت آماده نکنید به قعر پرتگاه جهنم سقوط می کنید.
حالا با شنیدن حرف این همه پیامبر راست‏گو، نباید خدا و صفت‏هاى خدا را بشناسیم و خودمان را براى مسافرت آخرت آماده کنیم؟ هیچ عاقلى شک ندارد که با دیدن این همه آثار خداوند در روى زمین و با سخنان پیامبران راست‏گو همه ما وظیفه داریم، خدا پیامبر، معاد و ... را بشناسیم.
دلیل دوم: آیا تا به حال فکر کرده‏ اید که چه قدر نعمت در اختیار ماست؟ اگر هوا و اکسیژن براى تنفس ما نبود چه می ‏کردیم؟ اگر هر دو دست و هر دو پاى ما قطع بود چه می کردیم؟ اگر نمی توانستیم ببینیم، بشنویم، حرف بزنیم، فکر کنیم، راه برویم و ... چه زندگى درد آورى داشتیم؟ آیا ما نباید کسى که این همه نعمت را به ما داده بشناسیم و از او تشکر کنیم؟ اگر کسى را که این همه نعمت به ما داده نشناسیم و از او تشکر نکنیم، انسان ناسپاس و بدى نیستیم؟ پس به خاطر این همه نعمتى که به ما داده شده ما باید خدا را بشناسیم و از او تشکر کنیم.
 
 خدا چیست؟
 
اجازه بدهید قبل از آن که درباره خدا، که آفریننده همه چیز است سخن بگوییم، اندکى درباره برخى از مخلوقات الهى صحبت کنیم.
1. شما با جاذبه زمین آشنا هستید و به خوبى می ‏دانید که اگر جسمى را از بلندى رها کنیم به زمین سقوط می ‏کند، ولى ذات و حقیقت‏ نیروى جاذبه چیست؟ این سؤالى است که دانشمندان نیز نتوانسته‏ اند به آن پاسخ دقیقى بدهند. پس ما ازروى آثار نیروى جاذبه می ‏توانیم به وجود نیروى جاذبه اطمینان پیدا کنیم، ولى حقیقت آن را نمی توانیم درک کنیم.
2- ما از روشن شدن لامپ چراغ، پى می ‏بریم که در سیم برق، نیروى الکتریسته وجود دارد، ولى حقیقت نیروى الکتریسته چیست؟ ما نمی ‏توانیم ذات و حقیقت آن را درک کنیم. تنها با دیدن آثارش، مانند روشن شدن لامپ آن، پى می بریم که در جایى نیروى الکتریسته وجود دارد.
این مثال‏ها را برایتان نوشتم تا توجه شما را به این نکته مهم جلب کنم، که چون ما انسان‏ها محدود و کم ظرفیت هستیم، نمی ‏توانیم ذات خدا را بشناسیم، بلکه تنها از راه مخلوقات می توانیم به وجود داشتن خداوند یقین پیدا کنیم؛ از آفرینش جهان پى به وجود آفریننده می ‏بریم.
از این که ما علم داریم می ‏فهمیم که خداوند عالم بوده که به ما داده و از این که ما قدرت و توان داریم، می ‏فهمیم که خداوند قادر و توانا است.
پس ما ذات خداوند را درک نمی کنیم، ولى به وجود داشتن خداوند و این که داراى صفت‏هاى علم، قدرت، حیات و ... است یقین داریم و مطمئن هستیم که هرجا که باشیم او با ماست (محمد، آیه 35/ حدید، آیه 4) به همه کارهاى ما آگاهى دارد، (هود، 5/ بقره، آیه 235) نسبت به ما از همه [حتى از پدر و مادرمان‏] مهربان‏تر است و ... (یوسف، آیه 64)
 
 
نام کتاب: سر سفره خدا
نویسنده: محمد على محمدى‏
ناشر: نشر جمال‏

در دین اجباری نیست و فلسفه آن

 
 این که می ‏گویند: در دین اجبارى نیست یعنى چه؟
 
اگر کسى نقاشى کشیده باشد و به نظر شما نقاشى او زیبا نباشد آیا می ‏تواند شما را مجبور کند که نقاشى او را زیبا ببینید؟ ممکن است او شما را مجبور کند، تا بگویید آن اثر زیباست، ولى نظر قلبى و واقعى شما با زور و اجبار عوض نمى‏شود. چنان‏که اگر کسى را دوست نداشته باشید آیا می ‏تواند شما را آن قدر بزند تا او را واقعاً دوست داشته باشید؟ جواب روشن است.
چیزهایى که به نظر و عقیده افراد بستگى دارد مانند زیبایى، زشتى، دوستى، دشمنى و ... از چیزهایى است که با زور نمی ‏توان آن را به کسى تحمیل کرد.
دین و خداشناسى نیز همین طور است. اگر کسى وجود داشتن خداوند برایش ثابت نشده نمی ‏توان او را آن قدرکتک زد، تا برایش ثابت شود و یقین کند که خداوند وجود دارد. چنان‏که اگر کسى فکر کند در روى زمین سه خدا وجود دارد نمی ‏توان با زور به اوثابت کرد که خدا یگانه است، بلکه باید با دلیل‏هاى عقلى، نظر او را اصلاح کرد.
این که می گویند در دین اجبار نیست، ترجمه آیه: «لا اکراه فى الدین ...» است و معناى آن این است که دین از امور اعتقادى بوده و باید با دلیل و عقل ثابت شود. براى آگاهى بیشتر، مطالعه کتاب آزادى از دیدگاه علامه طباطبایى، نوشته علیرضا خراباتی منش، مناسب است.
اگر دین اجبارى نیست آیا هرکس می ‏تواند بگوید پس من کافر شده ‏ام و قانون‏هاى اسلامى را زیر پا بگذارد؟
 
اگر کسى وارد گل خانه یا مغازه گل فروش شد و از بعضى از گل‏ها خوشش نیامد، آیا حق دارد گل‏هایى را که دوست ندارد بشکند و دور بریزد؟ اگر کسى وارد مغازه لباس فروش شد و بعضى از لباس‏ها را دوست نداشت آیا می تواند آنها را آتش بزند؟
دین نیز همین طور است، در جامعه اسلامى کسى حق ندارد به بهانه آزادى، قانون‏هاى اسلامى را زیر پا بگذارد و جامعه را به تباهى بکشاند.
پس هیچ مسلمانى حق ندارد کافر شود و به قانون و شریعت اسلامى پشت پا بزند؛ چنان‏که خداوند می فرماید: و هرکس که به غیر از اسلام دینى برگزیند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان‏کاران خواهد بود.
براى کسب آگاهى بیشتر علاوه بر کتاب آزادى از دیدگاه علامه طباطبایى، می توانید کتاب قرآن و دستورات اجتماعى، نوشته سید على کمالى دزفولى را بخوانید.
 
 
نام کتاب: سر سفره خدا
نویسنده: محمد على محمدى‏
ناشر: نشر جمال‏