💕خودشناسی 👈 خداشناسی 👈 آرامش👏💕

👈 مقاله 👈 عکس 👈دلنوشته👈شعر👈خاطره👈جملات حکیمانه👈کمی بازاریابی👉

💕خودشناسی 👈 خداشناسی 👈 آرامش👏💕

👈 مقاله 👈 عکس 👈دلنوشته👈شعر👈خاطره👈جملات حکیمانه👈کمی بازاریابی👉

💕خودشناسی 👈 خداشناسی 👈 آرامش👏💕

👈 هنگامی که در این وبلاگ حضور داری با خود صادق باش ، گوش ها ، چشم ها و لب های خود را لحظه ای از قید شیطان درون خود آزاد ساز !😉

خداوند حقیقت را می بیند اما صبر می کند ..... من عاشق خدایم هستم دعا کنید هر چه زودتر به عشقم برسم😘

گاهی انسان مطالب ساده و ابتدایی و تکراری را نیز به سادگی فراموش میکند ، پس لطفا فقط ببین !😉

در این وبلاگ پذیرفتن هیچ چیز اجباری نیست..... روزی یک نفر هم چشمهایش به دیدن یک کلمه قرآن روشن شود ، برای این بنده ی حقیر کافی ست... دیگر چیزی نمی خواهم😊


*بعد از نماز یادتون نره !سى و چهار مرتبه اَللّهُ اَکْبَرُ و سى و سه مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و سى و سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ بگوید و در بعضى روایات سُبْحانَ اللّهِ پیش از اَلْحَمْدُلِلّهِ وارد شده .*

تبلیغات
محبوب ترین مطالب
  • ۹۴/۰۷/۱۱
    p38
  • ۹۴/۰۸/۱۴
    s50
  • ۹۴/۰۷/۰۶
    p35
  • ۹۴/۰۷/۰۹
    a32
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۴۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

p1

heartبرای رسیدن به جایگاهی بالاتر ، گذشت را نیز بیاموزیم .heart

 

«حکیم ارد بزرگ»

خانه سالمندان

تا حالا دقت کردی بعضی درختها فقط تو آب و هوای گرم رشد می کنن ، بعضی هاشون تو آب و هوای سرد و بعضی ها هم تو آب وهوای معتدل .اگه بخوای جا به جاشون کنی ، مثلا اگه تو هوای معتدل رشد می کنه بخوای ببریش تو آب و هوای سرد ، باید شرایط لازم رو براش فراهم کنی تا بتونه به زندگی ادامه بده ! آدمها هم همینطورن .مثلا عروسها یا دامادها یا وقت رفتن به مدرسه و یا دانشگاه باید شرایط رو با روحیه و یا حتی جسم آدمها انطباق داد تا بتونن زندگی سالمی رو ادامه بدن . ولی یه مورد هست که هیچوقت با محیط جدیدش سازگار نمی شه ،حتی اگه بهترین شرایط دنیا رو براشون فراهم کنی ، حتی اگرهم بشه ظاهری هست و به خاطر آرامش دل عزیزش هست ، بله ،منظورم اون پدر هاو مادرهایی هستن که یه عمر واسه بچه هاشون از هیچی کم نذاشتن ! شاید بعضی وقتها نتونستن و یا بعضی جاها اشتباه کردن ولی هر چی باشن ،خانه سالمندان جاشون نیست ! این انصاف نیست !sad

تو رو خدا خانه سالمندان رو هم جزو مد زمونه نکنین !

 

درخت سرو کهنسال ابرکوه

خداحافظ امام رضا هنوز نرفته دلتنگم

زیارت به هر قیمتی ؟؟؟؟؟

چرا میگن غریبی ؟

یا امام رضا علیه السلام

یا فاطمه زهرا علیه السلام

ناسزا

158- باب تحریم ناسزا گفتن به مؤمن و محترم داشتن ناموس، مال و خون او

1-[1] عبد الرحمن بن حجّاج گوید: موسى بن جعفر (ع) در باره دو نفر که به هم دشنام دهند فرمود: آن که به دشنام آغاز کرده است ظالمتر است، و گناه خود و گناه‏ رفیقش به گردن اوست تا زمانى که از مظلوم عذرخواهى نکرده است.

2-[2] امام باقر (ع) فرمود: مردى از قبیله بنى تمیم خدمت پیغمبر (ص) آمد و عرض کرد: به من نصیحتى بفرما. از جمله نصایح آن حضرت این بود، که به مردم ناسزا نگویید زیرا دشنام باعث دشمنى آنان نسبت به شما مى‏شود.

3-[3] امام باقر (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: ناسزا گفتن به مؤمن گناه است، جنگ با او کفر و خوردن گوشتش بوسیله غیبت کردن معصیت مى‏باشد و مال او مانند خونش محترم است.

4-[4] امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: کسى که به مؤمن ناسزا بگوید همچون کسى است که در پرتگاه هلاکت باشد.

5-[5] امام باقر (ع) فرمود: هر که از ریختن آبروى مردم خوددارى کند، خداوند در روز قیامت او را عفو فرماید، و هر که خشم خود را از مردم منع کند و جلو خشم خود را بگیرد خداوند عذاب روز رستاخیز را از او باز دارد.

159- باب تحریم بد نام کردن مؤمن و سوء نیت داشتن به او

1-[6] امام باقر (ع) فرمود: مرد هرگز به کفر مرد دیگر گواهى نمى‏دهد، (بگوید تو کافرى یا اى کافر) جز این که به یکى از آن دو برگردد، اگر بر کفر کافرى گواهى دهد راست گفته است، و اگر کفر را به مؤمنى نسبت دهد به خود وى بازمى‏گردد بنا بر این از طعنه زدن به مؤمنان بپرهیزید.

2-[7] ابو حمزه گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى‏فرمود: هر گاه مردى به برادر مؤمنش بگوید اف (واى بر تو) از پیوند (دینى) با او خارج مى‏شود، و چون به او بگوید تو دشمن منى یکى از آنها کافر شوند، و خداوند از مؤمنى که نسبت به برادر مؤمنش نیّت بد در دل دارد هیچ عملى را نمى‏پذیرد.

3-[8] امام باقر (ع) فرمود: هر کس رو در روى مؤمن به او طعن زند (او را بد نام کند) با بدترین مرگها خواهد مرد و سزاوار است که به خیر و سعادت بازنگردد.

4-[9] امام صادق (ع) فرمود: خداوند مؤمنان را از پرتو عظمت و شکوه و بزرگوارى خویش آفریده، و هر که آنان را طعنه زند و یا عقیده‏شان را مردود شمرد بى‏شکّ خدا را ردّ کرده و چنین شخص از فضل الهى بى‏بهره مى‏باشد و این کار یکى از دامهاى شیطان است.

5-[10] امام صادق (ع) فرمود: که پیغمبر (ص) فرموده است: خداى عزّ و جل مؤمن را از عظمت جلال و قدرت خویش آفریده، بنا بر این هر که مؤمنى را طعن زند و یا سخن او را مردود شمرد، بى‏شک خدا را ردّ کرده است.

 

نام کتاب: آداب معاشرت از دیدگاه معصومان علیهم السلام( ترجمه وسائل الشیعة)

نویسنده: شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏

تاریخ وفات مؤلف: 1104 ق‏

مترجم: فارابى، محمد على و عباسى على کمر، یعسوب‏

محقق / مصحح: ندارد

موضوع: اخلاق‏

زبان: فارسى‏

تعداد جلد: 1

ناشر: آستان قدس رضوى. بنیاد پژوهشهاى اسلامى‏

مکان چاپ: مشهد

سال چاپ: 1380 ش‏

نوبت چاپ: پنجم

 

[1] ( 1)( باب 158:) اصول کافى، ص 473.

[2] ( 2) اصول کافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 360.

[3] ( 3) اصول کافى، ص 473؛ محاسن برقى، ص 102، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 360.

[4] ( 4) اصول کافى، ص 473.

[5] ( 5) الزهد، ص 6 ح 9.

[6] ( 1)( باب 159:) اصول کافى، ص 473( باب سب مؤمن)، عقاب الاعمال، ص 40.

[7] ( 2) اصول کافى، ص 474، محاسن برقى، ص 99.

[8] ( 3) اصول کافى، ص 474، عقاب الاعمال، ص 23.

[9] ( 4) عقاب الاعمال، ص 23؛ محاسن برقى، ص 100.

[10] ( 5) مجالس پسر شیخ طوسى، ص 192.

مرگ ابلیس

بر اساس آیه‏ «وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِى السَّموَ تِ وَ مَن فِى الْأَرْضِ» (زمر/ 39، 68) در پى نفخ صور همگان خواهند مرد، بر پایه برخى روایات، ابلیس در میان نفخه نخستین و دوم خواهد مرد.[1]

المیزان نهایت کار او را بر پایى حکومت مهدى علیه السلام دانسته‏[2] که بر اساس برخى روایات، ابلیس به دست مبارک آن حضرت یا برابر روایات رجعت، پس از جنگ با لشکر امیر مؤمنان، على علیه السلام در حوالى کوفه مى‏گریزد و به دست پیامبر صلى الله علیه و آله بر صخره بیت المقدس‏[3] کشته مى‏شود.[4] برخى پایان حیات او را مقارن پایان حیات آدمیان بر روى کره خاکى دانسته‏اند.[5]

 

نام کتاب: ابلیس دشمن قسم خورده‏

نویسنده: على محمد آشنائى‏

موضوع: ابلیس و انسان‏

زبان: فارسى‏

تعداد جلد: 1

ناشر: بوستان کتاب‏

مکان چاپ: قم‏

سال چاپ: 1386

نوبت چاپ: سوم‏

 

[1] ( 2). همان، ج 54، ص 367؛ ج 11، ص 108

[2] ( 3). المیزان، ج 12، ص 160- 161

[3] ( 4). بحارالانوار، ج 53، ص 42

[4] ( 5). همان، ج 60، ص 254

[5] ( 6). المیزان، ج 8، ص 27- 28