💕خودشناسی 👈 خداشناسی 👈 آرامش👏💕

👈 مقاله 👈 عکس 👈دلنوشته👈شعر👈خاطره👈جملات حکیمانه👈کمی بازاریابی👉

💕خودشناسی 👈 خداشناسی 👈 آرامش👏💕

👈 مقاله 👈 عکس 👈دلنوشته👈شعر👈خاطره👈جملات حکیمانه👈کمی بازاریابی👉

💕خودشناسی 👈 خداشناسی 👈 آرامش👏💕

👈 هنگامی که در این وبلاگ حضور داری با خود صادق باش ، گوش ها ، چشم ها و لب های خود را لحظه ای از قید شیطان درون خود آزاد ساز !😉

خداوند حقیقت را می بیند اما صبر می کند ..... من عاشق خدایم هستم دعا کنید هر چه زودتر به عشقم برسم😘

گاهی انسان مطالب ساده و ابتدایی و تکراری را نیز به سادگی فراموش میکند ، پس لطفا فقط ببین !😉

در این وبلاگ پذیرفتن هیچ چیز اجباری نیست..... روزی یک نفر هم چشمهایش به دیدن یک کلمه قرآن روشن شود ، برای این بنده ی حقیر کافی ست... دیگر چیزی نمی خواهم😊


*بعد از نماز یادتون نره !سى و چهار مرتبه اَللّهُ اَکْبَرُ و سى و سه مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و سى و سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ بگوید و در بعضى روایات سُبْحانَ اللّهِ پیش از اَلْحَمْدُلِلّهِ وارد شده .*

تبلیغات
محبوب ترین مطالب
  • ۹۴/۰۷/۱۱
    p38
  • ۹۴/۰۸/۱۴
    s50
  • ۹۴/۰۷/۰۶
    p35
  • ۹۴/۰۷/۰۹
    a32
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها

۳۱ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

s302

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه سیصد و دو (83-75)
 
سورةُ الکَهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
 
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (75)
 
قالَ إِنْ سَأَلْتُکَ عَنْ شَیْ‏ءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنی‏ قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّی عُذْراً (76)
 
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَیا أَهْلَ قَرْیَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما فَوَجَدا فیها جِداراً یُریدُ أَنْ یَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْراً (77)
 
قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً (78)
 
أَمَّا السَّفینَةُ فَکانَتْ لِمَساکینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعیبَها وَ کانَ وَراءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفینَةٍ غَصْباً (79)
 
وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْراً (80)
 
فَأَرَدْنا أَنْ یُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَیْراً مِنْهُ زَکاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً (81)
 
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَکانَ لِغُلامَیْنِ یَتیمَیْنِ فِی الْمَدینَةِ وَ کانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُما وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ یَسْتَخْرِجا کَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً (82)
 
وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً (83)
 
 
ترجمه فارسی
 
گفت: [اى موسى!] آیا نگفتم که تو هرگز نمى‏توانى بر همراهى من شکیبایى کنى؟ (75)
گفت: بعد از این اگر چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مکن [براى آنکه‏] از جانب من به عذر قابل قبولى رسیده‏اى [و براى جدا شدن از من دلیل قاطعى دارى.] (76)
پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامى که به مردم شهرى رسیدند، از مردمش خوراک خواستند و آنان از اینکه آن دو را مهمان کنند، خوددارى کردند. پس در آن شهر، دیوارى یافتند که مى‏خواست فرو ریزد، پس او آن را [به گونه‏اى‏] استوار کرد [که فرو نریزد]. موسى گفت: اگر مى‏خواستى براى تعمیر آن دیوار، مزدى مى‏گرفتى [که براى خود خوراک فراهم آوریم.] (77)
گفت: [اى موسى!] اکنون زمان جدایى میان من و توست به زودى تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى، آگاه مى‏کنم. (78)
اما آن کشتى، از بى‏نوایانى بود که [با آن‏] در دریا کار مى‏کردند و در برابرشان پادشاهى بود که هر کشتى سالم و بى‏عیبى را غاصبانه تصرف مى‏کرد، من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستم‏گر نیفتد.] (79)
و اما [آن‏] نوجوان [که او را کُشتم‏]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده‏] به طغیان و کفر بکشاند. (80)
پس خواستیم پروردگارشان پاک‏تر و مهربان‏تر از او را به آنان عوض دهد. (81)
و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجى متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردى شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مِهر [ى که‏] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند و من این را از پیش خود انجام ندادم. این است تفسیر و علت آنچه نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى. (82)
و از تو درباره ذوالقرنین مى‏پرسند بگو: به زودى بخشى از سرگذشت او را [به وسیله آیاتى از قرآن‏] براى شما مى‏خوانم. (83)
 
Translation of the Qur'an
Page ( 302 ) verses Sura al-kahf ( 75 - 83 )
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
He said:" Did I not tell you that you would never manage to have any patience with me?") 75 (
He said:" If I ever ask you about anything after this, do not let me accompany you. You have found an excuse so far as I am concerned.") 76 (
They both proceeded further till when they came to the people of a] certain [town, they asked its inhabitants for some food, and they refused to treat either of them hospitably. They found a wall there which was about to tumble down, so he set it straight. He said:" If you had wished, you might have accepted some payment for it.") 77 (
He said:" This] means [a parting between you and me. Yet I shall inform you about the interpretation of what you had no patience for.) 78 (
As for the ship, it belonged to some poor men who worked at sea. I wanted to damage it because there was a king behind them seizing every ship by force.) 79 (
The young man's parents were believers, and we dreaded lest he would burden them with arrogation and disbelief.) 80 (
We wanted their Lord to replace him for them with someone better than him in purity and nearer to tenderness.) 81 (
The wall belonged to two orphan boys] living [in the city, and a treasure of theirs lay underneath it. Their father had been honorable, so your Lord wanted them to come of age and claim their treasure as a mercy from your Lord. I did not do it of my own accord. That is the interpretation of what you showed no patience for.") 82 (
) XI (They will ask you about Double Horns. SAY:" I shall render an account of him for you.") 83 (

s301

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه سیصد و یک (74-62)
سورةُ الکَهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقینا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً (62)
 
قالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسیتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانیهُ إِلاَّ الشَّیْطانُ أَنْ أَذْکُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَباً (63)
 
قالَ ذلِکَ ما کُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى‏ آثارِهِما قَصَصاً (64)
 
فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)
 
قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)
 
قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)
 
وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً (68)
 
قالَ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصی‏ لَکَ أَمْراً (69)
 
قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنی‏ فَلا تَسْئَلْنی‏ عَنْ شَیْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً (70)
 
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَکِبا فِی السَّفینَةِ خَرَقَها قالَ أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً إِمْراً (71)
 
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (72)
 
قالَ لا تُؤاخِذْنی‏ بِما نَسیتُ وَ لا تُرْهِقْنی‏ مِنْ أَمْری عُسْراً (73)
 
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِیا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً (74)
 
 
ترجمه فارسی
 
وقتى [از آنجا] گذشتند، موسى به خدمت گزارش گفت: غذاى صبح‏گاهى ما را بیاور که از این سفرمان سختى و خستگىِ بسیار دیدیم. (62)
خدمت گزارش گفت: آیا ندانستى چون کنار آن سنگ جاى گرفتیم، من ماهى را از یاد بردم و آن با وضعى شگفت‏انگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت، و جز شیطان از خاطرم نبرد که آن را به یاد داشته باشم. (63)
موسى گفت: این [جاى فراموش کردن ماهى‏] همان است که ما در طلبش بودیم. پس با پى گرفتن جاى پاى خود [از راهى که آمده بودند] برگشتند. (64)
پس بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتى داده و از پیشگاه خود دانشى ویژه به او آموخته بودیم. (65)
موسى به او گفت: آیا [اذن مى‏دهى که‏] من تو را [به این هدف‏] پیروى کنم که از آنچه به تو آموخته‏اند، مایه رشدى به من بیاموزى؟ (66)
گفت: [اى موسى!] تو هرگز نمى‏توانى بر همراهى من شکیبایى ورزى. (67)
و چگونه مى‏توانى بر چیزى که به آن احاطه [علمى‏] ندارى شکیبایى ورزى؟ (68)
گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهى یافت، و هیچ فرمانى را از تو مخالفت نخواهم کرد. (69)
گفت: [اى موسى!] اگر دنبال من آمدى، از هیچ چیز از من مپرس تا خودم درباره [حقیقتِ‏] آن با تو آغاز سخن کنم. (70)
پس هر دو به راه افتادند تا وقتى که در کشتى سوار شدند، او شکافى در کشتى ایجاد کرد. موسى گفت: آیا آن را شکافتى تا سرنشینانش را غرق کنى؟ به راستى که کارى بسیار زشت کردى! (71)
گفت: [اى موسى!] آیا نگفتم که تو هرگز نمى‏توانى بر همراهى من شکیبایى ورزى؟ (72)
گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر. (73)
پس [هر دو] به راه افتادند تا [زمانى که‏] به نوجوانى برخوردند پس [بنده ما] او را کشت. موسى گفت: آیا شخص بى‏گناهى را بدون آنکه کسى را کشته باشد، کُشتى؟ به راستى که کارى بسیار ناپسند مرتکب شدى! (74)
 
Translation of the Qur'an
Page ( 301 ) verses Sura al-kahf ( 62 - 74 )
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
 
When they had gone still further, he told his young man:" Bring us our lunch; we have experienced so much strain along our journey.") 62 (
He said:" Did you see when we were resting by the rock, that I forgot the fish? Unless it was Satan who made me forget it so I did not remember it. It took its way through the sea like something marvellous!") 63 (
He said:" That is just what we've been searching for." So they retraced their steps the way they had come.) 64 (
They found one of Our servants to whom We had given mercy from Ourself and taught him knowledge from Our very presence.) 65 (
Moses said to him:" May I follow you so you may teach me some of the common sense you have been taught?") 66 (
He said:" You will never have any patience with me!) 67 (
How can you show any patience with something that is beyond your experience?") 68 (
He said:" You will find me patient, if God so wishes. I will not disobey you in any matter.") 69 (
He said:" If you follow me, do not ask me about anything until I tell you something to remember it by.") 70 (
) X (So they both started out until, as they boarded the ship, he bored a hole in her. He said:" Have you scuttled her to drown her crew? You have done such a weird thing!") 71 (
He said:" Didn't I say that you would not manage to show any patience with me?") 72 (
He said:" Do not take me to task for what I have forgotten, nor weigh me down by making my case too difficult for me.") 73 (
They journeyed on until when they met a youth, he killed him. He said:" Have you killed an innocent soul without any previous murder] on his part [? You have committed such a horrible deed!") 74 (
 

تولدم مبارک 🎉🎂🎁🎈🍕 happy Birthday to me

s300

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و سیصد (54-61)
 
سورةُ الکَهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
 
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فی‏ هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ وَ کانَ الْإِنْسانُ أَکْثَرَ شَیْ‏ءٍ جَدَلاً (54)
 
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى‏ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاَّ أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذابُ قُبُلاً (55)
 
وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ یُجادِلُ الَّذینَ کَفَرُوا بِالْباطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آیاتی‏ وَ ما أُنْذِرُوا هُزُواً (56)
 
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فی‏ آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‏ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً (57)
 
وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ یُؤاخِذُهُمْ بِما کَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ یَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلاً (58)
 
وَ تِلْکَ الْقُرى‏ أَهْلَکْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً (59)
 
وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُباً (60)
 
فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَیْنِهِما نَسِیا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَباً (61)
 
 
 
ترجمه فارسی
 
بى‏تردید در این قرآن از هر گونه مثلى براى مردم بیان کردیم [ولى مردم به انکار آنها برخاستند] و انسان از هر چیزى [با اصرار بر یک اعتقاد بى‏پایه‏] برخوردش [خصمانه‏تر و] ستیزه‏جو تر است. (54)
و هنگامى که هدایت به سوى مردم آمد، چیزى مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنى آنان با حق که در چنان فضایى آکنده از کبر و دشمنى گویى انتظار مى‏بردند] که روش‏هاى [جارى ما در عذاب‏] پیشینیان [متکبّر کفر پیشه‏] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروى به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.] (55)
و ما پیامبران را جز مژده‏رسان و بیم‏دهنده نمى‏فرستیم، و آنان که کافرند به وسیله سخن باطل، ستیزه‏جویى و نزاع مى‏کنند تا به وسیله آن حق را تباه کنند! و آیات من و عذاب‏هایى که به آن بیمشان داده‏اند، به مسخره گرفتند. (56)
و کیست ستمکارتر از کسى که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولى از آنها روى برگرداند و دست‏آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است‏] فراموش کند؟ به راستى ما بر دل‏هاى آنان پوشش‏هایى قرار داده‏ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش‏هایشان سنگینى نهادیم [تا آن را نشنوند] و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانى، هرگز و هیچ‏گاه هدایت نیابند. (57)
و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر مى‏خواست آنان را به کیفر گناهانى که مرتکب شده‏اند، مؤاخذه کند، قطعاً در عذابشان شتاب مى‏نمود [اما چنین نمى‏کند]، بلکه آنان را وعده‏گاهى است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهى نخواهند یافت. (58)
و آن شهرها [یى که داستانشان را بر تو خواندیم‏] هنگامى که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم، و براى هلاکتشان وقتى معلوم مقرّر نمودیم. (59)
و [یاد کن‏] هنگامى را که موسى به جوان [خدمت گزار] خود گفت: همواره مى‏روم تا به محل برخورد آن دو دریا برسم [چه اینکه زود برسم‏] یا روزگارى طولانى به سفرم ادامه دهم، [در هر حال مى‏روم تا براى تحصیل دانش بیشتر، عبد صالح حق را بیابم.] (60)
پس هنگامى که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهى خود را [که براى خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن‏] ماهى راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت. (61)
 
Translation of the Qur'an
Page ( 300 ) verses Sura al-kahf ( 54 - 61  )
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
) VIII (We have spelled out every sort of example for mankind in this Quran, yet every man uses it just for argument in most cases.) 54 (
What has prevented men from believing and seeking forgiveness from their Lord, once guidance has come to them, except] they may wish [that the practice of primitive people should come along with them, or that torment come face to face with them.) 55 (
We have sent emissaries merely as heralds and warners while those who disbelieve idly argue away so they may refute the Truth by means of it. They treat My signs and what they are warned of as a joke!) 56 (
Who is more in the wrong than someone who has been reminded about his Lord's signs and then avoids them, and forgets anything his hands may have sent on ahead? We have placed wrappings over their hearts and dullness in their ears lest they understand it. Even if you called them to guidance, they still would never consent to be guided.) 57 (
Your Lord is the Forgiving, the Possessor of Mercy. If He were to take them to task for what they have earned, He would hasten torment for them; instead they have their appointment from which they will never find any asylum.) 58 (
Such towns have We destroyed whenever they did wrong, and We fixed the time for their destruction.) 59 (
) IX (And so Moses told his young man:" I shall not give up until I reach the place where both seas meet, even though I spend ages doing so.") 60 (
So when they reached the place where they had met, they forgot their fish, which took its way to the sea as if it went out through a drain) 61 (
 

s299

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و نود و نه (46-53)
 
سورةُ الکَهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً (46)
 
وَ یَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً (47)
 
وَ عُرِضُوا عَلى‏ رَبِّکَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا کَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَکُمْ مَوْعِداً (48)
 
وَ وُضِعَ الْکِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمَّا فیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً (49)
 
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی‏ وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً (50)
 
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً (51)
 
وَ یَوْمَ یَقُولُ نادُوا شُرَکائِیَ الَّذینَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ یَسْتَجیبُوا لَهُمْ وَ جَعَلْنا بَیْنَهُمْ مَوْبِقاً (52)
 
وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها وَ لَمْ یَجِدُوا عَنْها مَصْرِفاً (53)
 
 
ترجمه فارسی
 
مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگى دنیا هستند، ولى اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است. (46)
و [یاد کن‏] روزى را که کوه‏ها را [از محل استقرارشان‏] برانیم و نابود کنیم، و زمین را هموار و آشکار ببینى، و همه آنان را [براى ورود به عرصه قیامت‏] محشور مى‏کنیم، و هیچ یک از آنان را وانمى‏گذاریم. (47)
و صف کشیده بر پروردگارت عرضه مى‏شوند [به آنان گویند:] همانا [تنها] نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را [تنها] آفریدیم [شما در توانمندى ما نسبت به زنده کردن مردگان تردید داشتید]، بلکه مى‏پنداشتید براى حسابرسى اعمال شما موعدى قرار نخواهیم داد. (48)
کتاب [اعمال‏] هر کسى [در برابر دیدگانش‏] نهاده مى‏شود، پس مجرمان را مى‏بینى که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و مى‏گویند: اى واى بر ما، این چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟! و هر عملى را انجام داده‏اند، حاضر مى‏یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد. (49)
و [یاد کن‏] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت. [با این حال‏] آیا او و نسلش را به جاى من سرپرست و یاور خود مى‏گیرید، در حالى که آنها دشمن شمایند؟! [ابلیس ونسلش‏] براى ستمکاران، بد جایگزینى [به جاى خدا] هستند. (50)
من ابلیس و نسلش را در آفرینش آسمان‏ها و [در پدید آوردن‏]، زمین و در آفرینش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا یاریم دهند] و من گمراه کنندگان را یار و مددکار خود نگرفته‏ام. (51)
و [یاد کن‏] روزى را که [خدا به مشرکان‏] مى‏گوید: کسانى [چون فرشتگان، جنّ و بت‏ها را] که مى‏پنداشتید شریکان من [در قدرت و ربوبیّت‏] هستند، صدا بزنید [تا شما را از عذاب نجات دهند] و پس آنان را صدا مى‏زنند، ولى پاسخشان را نمى‏دهند و میان آنان و معبودهایشان هلاکت‏گاهى قرار مى‏دهیم [که هر نوع رابطه‏اى را بین آنان ناممکن خواهد ساخت.] (52)
مجرمان، آتش را مى‏بینند ویقین مى‏کنند که در آن خواهند افتاد و راه بازگشتى از آن نمى‏یابند. (53)
 
 
Translation of the Qur'an
Page ( 299  ) verses Sura al-kahf ( 46 - 53  )
 
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
Wealth and children are an attraction during worldly life. Yet honorable deeds that last for ever are better as a recompense from your Lord and even better to hope for.) 46 (
Some day We shall set the mountains travelling along and you will see the earth lying exposed. We will summon them and not one of them shall We omit;) 47 (
they will be marshalled in ranks before your Lord:" You have come to Us just as We created you in the first place even though you claimed We would never make any appointment for you.") 48 (
The Book will be produced and you will see criminals apprehensive about its contents. They will say:" It's too late for us! What does this book mean for me? It omits nothing either small nor large unless it is accounted for." They will find whatever they have done presented there, even though your Lord will not harm anyone.) 49 (
) VII (When We told the angels:" Bow down on your knees before Adam," they] all [knelt down except for Diabolic; he was a sprite and acted contrary to his Lord's command. Will you) all (adopt him and his offspring as patrons instead of Myself? They are enemies of yours! How wretched is such an alternative for wrongdoers.) 50 (
I did not have them as witnesses at the creation of Heaven and Earth, nor even at their own creation. I am not about to adopt those who lead] others [astray as] My [attendants.) 51 (
Some day He will say:" Call on My associates whom you claim to have, and appeal to them." They will not respond to them, while We shall place a chasm between them.) 52 (
Criminals will see the Fire and think they are falling into it. They will not find any way to avert it.) 53 (

s298

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و نود و هشت (35-45)
 
سورةُ الکَهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبیدَ هذِهِ أَبَداً (35)
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى‏ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْها مُنْقَلَباً (36)
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلاً (37)
لکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً (38)
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالاً وَ وَلَداً (39)
فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ وَ یُرْسِلَ عَلَیْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعیداً زَلَقاً (40)
أَوْ یُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطیعَ لَهُ طَلَباً (41)
وَ أُحیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلى‏ ما أَنْفَقَ فیها وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها وَ یَقُولُ یا لَیْتَنی‏ لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً (42)
وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مُنْتَصِراً (43)
هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَواباً وَ خَیْرٌ عُقْباً (44)
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ کانَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقْتَدِراً (45)
 
 
 
ترجمه فارسی
و در حالى که [به سبب غرور و عصیان‏] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمى‏برم که این باغ هرگز نابود شود (35)
و گمان نمى‏کنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض‏] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقیناً در بازگشت، جایگاهى بهتر از این را خواهم یافت. (36)
رفیقش در حالى که با او گفتگو مى‏کرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردى درست و نیکو درآورد، کافر شده‏اى؟ (37)
من [اقرار قلبى دارم که:] اوست خدا پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى‏گیرم (38)
و چرا وقتى به باغ خود وارد شدى، نگفتى: آنچه خدا بخواهد [صورت مى‏پذیرد] و هیچ نیرویى جز به وسیله خدا نیست اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت مى‏بینى. (39)
امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبى دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینى صاف و بى‏گیاه و لغزنده شود (40)
یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانى آن را به دست آورى. (41)
 [عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه‏هایش از بین رفت، پس در حالى که همه داربست‏ها فرو ریخته، [و تاک‏ها روى آن بود] و در [حسرت‏] هزینه‏هاى [فراوانى که‏] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو مى‏کرد، مى‏گفت: اى کاش من احدى را با پروردگارم شریک نگرفته بودم. (42)
و برایش گروهى نبود که او را در برابر خدا یارى دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند. (43)
در آنجا [که گرفتارى از همه سو انسان را احاطه مى‏کند] یارى دادن ویژه خداى به حقّ است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است. (44)
و زندگى دنیا را براى آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایدارى‏] مانند آبى است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده‏] بروید، [و طراوت و سرسبزى شگفت‏انگیزى پدید آورد] آن گاه [در مدتى کوتاه‏] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند و خدا بر هر کارى تواناست. (45)
 
 
Translation of the Qur'an
Page ( 298 ) verses Sura al-kahf ( 35 - 45  )
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
He entered his garden while he was thus harming his own soul. He said:" I do not think that this will ever disappear!) 35 (
I do not think the Hour is at hand; if I am ever sent back to my Lord, I shall find something better than it in exchange.") 36 (
His companion told him while he was discussing things with him:" Have you disbelieved in the One Who created you from dust, then from a drop of semen; then fashioned you into a man?) 37 (
However so far as we are concerned, He is God my Lord, and I do not associate anyone with my Lord!) 38 (
Why, as you entered your garden, did you not say: 'Whatever God may wish; there is no strength except through God] Alone [! '? Even if you see how I am less wealthy than you are and have fewer children,) 39 (
perhaps my Lord will still give me something better than your garden and send a reckoning down from Heaven on it, so it will eventually become a bald hilltop,) 40 (
or its water will sink down some morning and you will never manage to find it again.") 41 (
He was caught short with his fruit, and one morning he began to wring his hands over what he had spent on it, since it had tumbled down from its trellises. He kept saying:" It's too bad for me; I should never have associated anyone with my Lord!") 42 (
He had no party to support him against God, so he was not supported.) 43 (
That is how patronage lies with the True God. He is Best as a recompense and Best in results.) 44 (
) VI (Set forth an example for them about worldly life being like water We send down from the sky. The plants on the Earth swell up with it; yet some morning they will become dry weeds which the winds will blow away. God is Competent to do everything!) 45 (

Pic1

خدایا ؟ غمگینم . کمکم کن .

 

oh god , my sad , help me out

 

درمان کمردرد در ایران

s297

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و نود و هفت (28-34)
 
سورةُ الکَهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً (28)
 
وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمینَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها وَ إِنْ یَسْتَغیثُوا یُغاثُوا بِماءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً (29)
 
إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً (30)
 
أُولئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ یَلْبَسُونَ ثِیاباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَّکِئینَ فیها عَلَى الْأَرائِکِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً (31)
 
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَیْنَهُما زَرْعاً (32)
 
کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً (33)
 
وَ کانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً (34)
 
 
ترجمه فارسی
 
با کسانى که صبح و شام، پروردگارشان را مى‏خوانند در حالى که همواره خشنودى او را مى‏طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگى دنیا دیدگانت [از التفات‏] به آنان [به سوى ثروتمندان‏] برنگردد، و از کسى که دلش را [به سبب کفر و طغیانش‏] از یاد خود غافل کرده‏ایم و از هواى نفسش پیروى کرده و کارش اسراف و زیاده‏روى است، اطاعت مکن. (28)
و بگو: [سخن‏] حق [که قرآن است‏] فقط از سوى پروردگار شماست پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما براى ستمکاران آتشى آماده کرده‏ایم که سراپرده‏هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگى‏] استغاثه کنند با آبى چون مس گداخته که چهره‏ها را بریان مى‏کند [به استغاثه آنان‏] جواب گویند، بد آشامیدنى و بد جایگاهى است. (29)
مسلماً کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانى را که کار نیکو کرده‏اند، تباه نمى‏کنیم. (30)
براى آنان بهشت‏هاى جاودانى است که از زیر درختانش نهرها جارى است، در حالى که در آنجا بر تخت‏ها تکیه دارند با دستبندهایى از طلا آراسته مى‏شوند، و جامه‏هایى سبز از دیباى نازک و سِتبر مى‏پوشند، چه پاداش خوبى و چه آسایش‏گاه نیکویى. (31)
و براى مشرکان [که از معبودان باطل دم مى‏زنند و دل به دنیاى فانى بسته‏اند] مَثَلى بزن: دو مرد را که به یکى از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را کشتزارى قرار دادیم (32)
هر یک از این دو باغ میوه‏اش را مى‏داد و چیزى از آن میوه نمى‏کاست، و میان آن دو باغ، نهرى [پر آب‏] روان کردیم. (33)
و براى او میوه [فراوان‏] بود، پس [مغرورانه‏] به رفیقش در حالى که با او گفتگو مى‏کرد، گفت: من مال و ثروتم از تو بیشتر است و از جهت نَفَرات نیرومندترم. (34)
 
Translation of the Qur'an
Page ( 297  ) verses Sura al-kahf ( 28 - 34 )
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
Restrain yourself concerning those who appeal to their Lord in the morning and evening, wanting His presence; yet do not let your eyes wander too far from them, desiring the attraction of worldly life. Do not obey anyone whose heart We allow to neglect remembering Us, so he pursues his own whim. His case results in dissipation.) 28 (
SAY:" Truth comes from your Lord. Let anyone who wishes to, believe, and let anyone who wishes to, disbelieve." We have reserved a fire for wrongdoers whose sheets will hem them in. If they should ask for some relief, then water like molten brass will be showered on them to scorch their faces. How awful such a drink will be and how evil is such a couch!) 29 (
As for those who believe and perform honorable deeds, well We shall not waste the earnings of anyone whose action has been kind.) 30 (
Those shall have the gardens of Eden through which rivers will flow. They will be decked out with gold bracelets there and wear green silk clothing and brocade, as they lean back on sofas in it. How superb will such a recompense be and how handsome is the couch!) 31 (
) V (Set forth a comparison between two men for them: We granted two vineyards to one of them, and bordered them with datepalms and planted field crops in between.) 32 (
Each garden produced its food and did not fail to yield its best; We even caused a river to spring forth in the midst of them.) 33 (
One man had fruit and told his companion while he was discussing things with him:" I am wealthier than you are, and have a bigger following!") 34 (
 

s296

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و نود و شش (21-27)
 
سورةُ الکهف
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏
 
 
وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَیْبَ فیها إِذْ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً (21)
 
سَیَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَیْبِ وَ یَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما یَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلیلٌ فَلا تُمارِ فیهِمْ إِلاَّ مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فیهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً (22)
 
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً (23)
 
إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّهُ وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذا نَسیتَ وَ قُلْ عَسى‏ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً (24)
 
وَ لَبِثُوا فی‏ کَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنینَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً (25)
 
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَیْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا یُشْرِکُ فی‏ حُکْمِهِ أَحَداً (26)
 
وَ اتْلُ ما أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً (27)
 
 
ترجمه فارسی
 
و این‏گونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمى‏] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت‏] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدى نیست. هنگامى که [کاشفانِ غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه‏] گفتند: ساختمانى به روى [جایگاه‏] آنان بنا کنید [تا از دیده‏ها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولى آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف‏] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدى بر روى [جایگاه‏] آنان بنا خواهیم کرد. (21)
به زودى خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و مى‏گویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالى که [این اظهار نظرهاى بى‏دلیل‏] تیر به تاریکى انداختن است. و مى‏گویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاه‏تر است، جز اندکى کسى شماره آنان را نمى‏داند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادله‏اى ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه. (22)
و هرگز درباره چیزى مگو که: من فردا آن را انجام مى‏دهم، (23)
مگر اینکه [بگویى: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان‏شاءاللَّه را] از یاد بردى، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزى که از این به صواب و مصلحت نزدیک‏تر باشد، راهنمایى کند. (24)
 [اصحاب کهف‏] سیصد سال در غارشان ماندند و نُه سال به آن افزودند. (25)
بگو: خدا به مدتى که ماندند داناتر است، [براى اینکه‏] غیب آسمان‏ها و زمین ویژه اوست، چه بینا و چه شنواست، براى اهل آسمان‏ها و زمین سرپرست و یاورى جز او نیست و احدى را در فرمانروایى‏اش بر جهان هستى شریک نمى‏گیرد. (26)
و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است، بخوان. براى کلماتش تبدیل کننده‏اى نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهى نخواهى یافت. (27)
 
Translation of the Qur'an
Page ( 296 ) verses Sura al-kahf ( 21 - 27  )
 
Sura al-Kahf
In the nane of God
 
Thus We disclosed things to them so they might know that God's promise has come true and there is no doubt about the Hour. So] people [debated their case among themselves, and they said:" Build a monument over them. Their Lord is quite Aware of them." Those who won out in the end said:" Let us erect a shrine for them.") 21 (
They will say:"] They were [three, the fourth of them being their dog;" while] others [will say:" Five, the sixth of them is their dog," guessing at the Unseen.] Still others [say:" Seven, and the eighth of them is their dog." SAY:" My Lord is quite Aware as to how many they were. Only a few know about them." Do not discuss them except in a discussion that is obvious, nor seek anyone else's opinion about them.) 22 (
) IV () Do not say about anything:" I am doing that tomorrow,") 23 (
unless] you add [:" Should God so wish!" Remember your Lord whenever you might forget, and SAY:" Perhaps my Lord will guide me even closer than this to proper behavior." () 24 (
And they stayed in their Cave for three hundred years plus nine more.) 25 (
SAY:" God is quite Aware as to how long they stayed] there [. He holds the Unseen in Heaven and Earth; He is quite Observant of it, and quite Alert as well. They have no patron besides Him, nor does He let anyone else share in His discretion.") 26 (
Quote whatever has been revealed to you from your Lord's book: there is no one who may change His words, nor will you ever find any sanctuary except in Him.) 27 (