💕اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِل فَرَجَهُم💕

👈شادی روح جوان ناکام محمود شفیعی و ظهور آقا امام زمان و خوشبختی و سلامتی تمامی انسانها

💕اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِل فَرَجَهُم💕

👈شادی روح جوان ناکام محمود شفیعی و ظهور آقا امام زمان و خوشبختی و سلامتی تمامی انسانها

💕اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِل فَرَجَهُم💕

خداوند حقیقت را می بیند اما صبر می کند ..... من عاشق خدایم هستم دعا کنید هر چه زودتر به عشقم برسم😘
مرگ ، تنها حقیقتی است که بسیار تلخ است ، ولی بسیار ناجوانمردانه زیباست و من وحشتناک آن را می ستایم. لطفا دعا کنید که دیگر نباشم.💀

گاهی انسان مطالب ساده و ابتدایی و تکراری را نیز به سادگی فراموش میکند ، پس لطفا فقط ببین !😉

در این وبلاگ پذیرفتن هیچ چیز اجباری نیست..... روزی یک نفر هم چشمهایش به دیدن یک کلمه قرآن روشن شود ، برای این بنده ی حقیر کافی ست... دیگر چیزی نمی خواهم😊


*بعد از نماز یادتون نره !سى و چهار مرتبه اَللّهُ اَکْبَرُ و سى و سه مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و سى و سه مرتبه سُبْحانَ اللّهِ بگوید و در بعضى روایات سُبْحانَ اللّهِ پیش از اَلْحَمْدُلِلّهِ وارد شده .*

تبلیغات
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

💞به این وبلاگ خوش آمدید🌹👋

           

                               

 

 

نظرهای مبارکتان در مورد این وبلاگ چیست؟هر چه می خواهد دل تنگتان 💜 بگوئید لطفاmail

                                    با تشکر    ‌                           

 

👏🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁👏

زیارت عاشورا‌ Ziarat Ashura

 

زیارت عاشوراء خوانده مى شود از نزدیک و دور و شرح آن چنانکه شیخ ابوجعفر طوسى در مصباح ذکر فرموده چنین است روایت کرده محمّد بن اسمعیل بن بزیع از صالح بن عقبه از پدرش از حضرت امام محمد باقر علیه السلام که فرمود هر که زیارت کند حسین بن على علیهماالسلام را در روز دهم محرّم تا آنکه نزد قبر آن حضرت گریان شود ملاقات کند خدا را در روز قیامت با ثواب دو هزار حجّ و دو هزار عمره و دو هزار جهاد که ثواب آنها مثل ثواب کسى باشد که حجّ و عمره و جهاد کند در خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام:

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

خطاب به مسئولین و مردم عزیز بندرعباس

                                                                   

 

با سلام

بنده یکی از فارغ التحصیلان دانشکده علوم قرآنی بندرعباس هستم.

دانشکده ما در سال 1391 توسط سه بزرگوار به نام های حاج آقا فاتحی و آقای جویا و خانم جویا تٲسیس شد . این دانشکده در ابتدا هیچ نداشت ، چون دانشکده های تازه تٲسیس تا سه سال اول بودجه ای به آنها تعلق نمی گیرد . ولی این سه بزرگوار با تمام تلاش و توان و مال خود دانشکده را سر پا نگه داشتند و هنگامی که دیگر وقت شکوفا شدنش بود متٲسفانه دیگرانی پیدا شدند و حق و زحمات و تلاش های شبانه روزی این سه عزیز را نادیده گرفتند و با بی حرمتی هایشان دل این عزیزان را به درد آوردند .

قالب پنیری زاغکی را دید

                                  
 
قالب پنیری  زاغکی را دید
در دهان زاغ پرید و زود خوابید
 
زاغ گفت با خود این چه بود؟!
چقدر هم که  بد مزه بود !
 
پنیر خواست بگوید که لاکتیکی است
دوستدار قلب و سلامتی است
 
زاغ حالش بد شد و آن را به بیرون انداخت
روزها گذشت و کسی به او نگاه نینداخت
 
پنیر لاکتیکی تبدیل به فوم گشت
عاقبت او بازیچه بچه ها گشت
 
نجمه شفیعی /28 مهر 1396 /ساعت 00:20

زور که باشد

 

 

 

📎زور که باشد ، هیچ چیز درست نخواهد شد ،

فقط همه چیز مدتی پنهان خواهد شد !📎

s233

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و سی و سه (108-98)
 
سورةُ هُود
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏
 
 
یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ (98)
 
وَ أُتْبِعُوا فی‏ هذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ (99)
 
ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى‏ نَقُصُّهُ عَلَیْکَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصیدٌ (100)
 
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتی‏ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ ما زادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبیبٍ (101)
 
وَ کَذلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذا أَخَذَ الْقُرى‏ وَ هِیَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلیمٌ شَدیدٌ (102)
 
إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ (103)
 
وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ (104)
 
یَوْمَ یَأْتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعیدٌ (105)
 
فَأَمَّا الَّذینَ شَقُوا فَفِی النَّارِ لَهُمْ فیها زَفیرٌ وَ شَهیقٌ (106)
 
خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّکَ إِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِما یُریدُ (107)
 
وَ أَمَّا الَّذینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدینَ فیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوذٍ (108)
 
ترجمه فارسی
 
[فرعون‏] روز قیامت پیشاپیش قومش مى‏رود، پس آنان را به آتش درمى‏آورد، و بد نصیب و سهمى است [آتشى‏] که در آن وارد مى‏شود. (98)
و در این دنیا و روز قیامت به لعنتى بدرقه شدند [و آن لعنت‏] بد عطیه‏اى است که به آنان مى‏دهند. (99)
این از گزارش‏هاى شهرها [و اهل آنها] است که آن را بر تو حکایت مى‏کنیم، برخى از آن [شهر] ها هنوز برجایند، و برخى درو شده بر باد رفته‏اند! (100)
و ما بر آنان ستم نکردیم، ولى آنان بر خویشتن ستم ورزیدند، پس هنگامى که عذاب پروردگارت فرا رسید، معبودانى که به جاى خدا مى‏پرستیدند، چیزى [از عذاب را] از آنان دفع نکردند، و به آنان جز خسارت و هلاکت نیفزودند. (101)
و چنین است مؤاخذه کردن پروردگارت، هنگامى که [مردم‏] آبادى‏ها را در آن حال که ستمکارند مؤاخذه مى‏کند. بى‏تردید مؤاخذه او دردناک و سخت است. (102)
یقیناً در آن مؤاخذه‏ها براى کسى که از عذاب آخرت مى‏ترسد، عبرت است، [و] آن روزى است که مردم را براى آن گرد مى‏آورند، و آن روزى است که [همه صحنه‏هاى آن‏] مورد مشاهده است. (103)
و ما آن روز را جز براى مدتى اندک به تأخیر نمى‏اندازیم. (104)
روزى که چون فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمى‏گوید پس برخى تیره‏بخت و برخى نیک‏بخت‏اند. (105)
اما تیره‏بختان [که خود سبب تیره‏بختى خود بوده‏اند] در آتش‏اند، براى آنان در آنجا ناله‏هاى حسرت‏بار و عربده و فریاد است. (106)
در آن تا آسمان‏ها و زمین پابرجاست جاودانه‏اند، مگر آنچه را که مشیّت پروردگارت اقتضا کرده است بى‏تردید پروردگارت هر چه را اراده مى‏کند، انجام مى‏دهد. (107)
اما نیک‏بختان [که به توفیق سعادت یافته‏اند] تا آسمان‏ها و زمین پابرجاست، در بهشت جاودانه‏اند مگر آنچه را مشیّت پروردگارت اقتضا کرده، [بهشت‏] عطایى قطع ناشدنى و بى‏پایان است. (108)
 
ترجمه انگلیسی
 
He will appear before his folk on Resurrection Day and lead them on to the Fire. How awful will be) their (arrival wherever they are led!) 98 (
They will be followed by a curse in this] world [and on Resurrection Day; how awful is the gift which will be presented] them [!) 99 (
That is some of the news from towns We are telling you about; some of them are still, standing there while] others have been [mown down.) 100 (
We did no wrong to them but they had) already (wronged themselves; their) false (gods which they had been appealing to instead of to God] Alone [did not benefit them in any way once your Lord's command came along, and they increased them in nothing except destruction.) 101 (
Even so will your Lord seize things when He takes over any towns while they are doing wrong; His seizing will be painful, severe.) 102 (
In that lies a sign for anyone who fears torment in the Hereafter; that will be a day on which mankind will be gathered, and such is a day when) every (one should be present.) 103 (
We will not postpone it except till a deadline which shall be counted out.) 104 (
The day it comes, no soul will speak up except with His permission. Some of them will feel miserable while] others [will be happy.) 105 (
Those who are miserable will be in the Fire; they shall) hear (moaning and groaning in it,) 106 (
remaining there so long as Heaven and Earth will last, except for whatever your Lord may wish. Your Lord is a Doer of whatever He wants!) 107 (
Those who have found happiness will be in the Garden, living there so long as Heaven and Earth may endure, except for whatever your Lord may wish, as a gift that will never crumble away.) 108 (

s232

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و سی و ىو (89-97)
 
سورةُ هُود
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏
 
 
وَ یا قَوْمِ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقاقی‏ أَنْ یُصیبَکُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعیدٍ (89)
 
وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحیمٌ وَدُودٌ (90)
 
قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فینا ضَعیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزیزٍ (91)
 
قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطی‏ أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحیطٌ (92)
 
وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى‏ مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقیبٌ (93)
 
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا شُعَیْباً وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فی‏ دِیارِهِمْ جاثِمینَ (94)
 
کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فیها أَلا بُعْداً لِمَدْیَنَ کَما بَعِدَتْ ثَمُودُ (95)
 
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبینٍ (96)
 
إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشیدٍ (97)
 
ترجمه فارسی
 
اى قوم من! دشمنى و مخالفت با من، شما را به جایى نرساند، که [عذابى‏] مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید به شما هم برسد، و قوم لوط از شما [چه از جهت زمان و چه از جهت مکان‏] چندان دور نیست. (89)
از پروردگارتان آمرزش بطلبید، سپس به سوى او بازگردید زیرا پروردگارم مهربان و بسیار دوستدار [توبه‏کنندگان‏] است. (90)
گفتند: اى شعیب! بسیارى از مطالبى که مى‏گویى نمى‏فهمیم، و به راستى تو را در [مقایسه با] خود، ناتوان و ضعیف مى‏بینیم، و اگر عشیره‏ات نبودند، بى‏تردید سنگسارت مى‏کردیم، وتو بر ما پیروز نیستى. (91)
گفت: اى قوم من! آیا عشیره کوچکم نزد شما از خدا عزیزتر است که او را پشت سر قرار داده و فراموشش کرده‏اید؟! یقیناً پروردگارم به همه اعمالى که انجام مى‏دهید، احاطه دارد. (92)
و اى قوم من! به اندازه‏اى که در قدرت و توان شماست، عمل کنید، من [هم‏] بى‏تردید [به وظیفه الهى خود] عمل مى‏کنم به زودى خواهید دانست، چه کسى را عذاب رسوا کننده خواهد آمد و دروغگو کیست؟! و منتظر بمانید که من هم با شما منتظرم. (93)
و هنگامى که عذاب ما رسید، شعیب و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، با رحمتى از سوى خود نجات دادیم، و کسانى را که [به آیات ما] ستم کردند، فریاد مرگبار فرا گرفت، پس در خانه‏هایشان به رو در افتاده جسمى بى‏جان شدند. (94)
گویى در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! مَدین [از رحمت خدا] دور باد، همان گونه که ثمود دور شد. (95)
همانا موسى را با نشانه‏هاى خود و برهانى روشن فرستادیم، (96)
به سوى فرعون و اشراف و سرانِ [قومِ‏] او، ولى [آنان براى حفظ مقام و مال خود] از فرمان فرعون پیروى کردند، در حالى که فرمان فرعون راهنماى به سوى سعادت و خوشبختى نبود. (97)
 
ترجمه انگلیسی
 
My people, let not disagreement with me involve you in any crime, so the same fate as struck Noah's folk, or H d's folk or ali 's folk, will strike you. Lot's folk even lived not far away from you.) 89 (
Seek forgiveness from your Lord; then turn towards Him; my Lord is Merciful, Affectionate.") 90 (
They said;" Shu'ayb, we do not understand most of what you say. We do see you are weak compared to us, and were it not for your immediate family, we'd expel you. You are not so dear to us.") 91 (
He said:" My folk, are my family ties dearer to you than God is? You thrust Him behind you, turning your backs on Him! Yet my Lord embraces anything you do.) 92 (
My people, do anything that lies within your power; I am) likewise (acting. You will soon know who will be brought torment which will disgrace him, and who is lying. Watch out! I am watching along with you.") 93 (
When Our command came, We saved Shu'ayb and those who believed with him through mercy from Ourself, while the Blast overtook those who had been doing wrong, so they lay cowering in their homes one morning) 94 (
just as if they had never prospered there. Was it not away with Midian, just as Tham d was also sent away?) 95 (
) IX (We sent Moses with Our signs and clear authority) 96 (
to Pharaoh and his notables; so they followed Pharaoh's command, even though what Pharaoh commanded was not sensible.) 97 (
 

تنهایی

 

🔥تا در موقعیت کسی قرار نگیری درک نمیکنی که او چه می کشد .

پس وقتی اطرافت شلوغ است کسی که تنهاست را نصیحت نکن و دلداری اش نده .

چون بیشتر به زخمش نمک میزنی ! 🔥

s231

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و سی و یک (88-82)
 
سورةُ هُود
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏
 
 
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَیْها حِجارَةً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ (82)
 
مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ ما هِیَ مِنَ الظَّالِمینَ بِبَعیدٍ (83)
 
وَ إِلى‏ مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْباً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحیطٍ (84)
 
وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ (85)
 
بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفیظٍ (86)
 
قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فی‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلیمُ الرَّشیدُ (87)
 
قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنی‏ مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُریدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلى‏ ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُریدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیبُ (88)
 
 
ترجمه فارسی
 
پس هنگامى که عذاب ما فرا رسید، بالاترین آن [سرزمین آلوده‏] را فروترینش نمودیم و بر آن سنگ‏هایى از نوع سنگِ گلِ لایه لایه فرو ریختیم. (82)
 [سنگ‏هایى‏] که نزد پروردگارت نشانه‏دار بود و آن سنگ‏ها از ستمکاران دور نیست. (83)
و به سوى [مردم‏] مَدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم.] گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید، شما را جز او هیچ معبودى نیست و از پیمانه و ترازو مکاهید، همانا من شما را در توانگرى و نعمت [ى که بى‏نیاز کننده از کم فروشى است‏] مى‏بینم و بر شما از عذاب روزى فراگیر بیمناکم. (84)
و اى قوم من، پیمانه و ترازو را عادلانه [و منصفانه‏] کامل و تمام بدهید، و اجناس مردم را [هنگام خریدن‏] کم‏شمارتر و کم‏ارزش‏تر [از آنچه که هست‏] به حساب نیاورید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید. (85)
آنچه خدا [در کسب و کارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم‏] باقى مى‏گذارد، براى شما بهتر است اگر مؤمن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم. (86)
گفتند: اى شعیب! آیا نمازت به تو فرمان مى‏دهد که آنچه را پدرانمان مى‏پرستیدند رها کنیم؟ یا از اینکه در اموالمان به هر کیفیتى که مى‏خواهیم تصرف کنیم دست‏برداریم؟ به راستى که تو [انسانى‏] بردبار و راه‏یافته‏اى [پس چرا مى‏خواهى در برابر آزادى ما نسبت به بت‏پرستى وهزینه کردن اموالمان به هر کیفیتى که بخواهیم بایستى؟!] (87)
گفت: اى قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیل روشنى از سوى پروردگارم متکى باشم و از جانب خود رزق نیکویى به من داده باشد [آیا رواست که خلاف خواسته او عمل کنم؟] و من نمى‏خواهم آنچه که شما را از آن باز مى‏دارم خود مرتکب شوم تا جایى که قدرت دارم جز اصلاح [شما را] نمى‏خواهم و توفیقم فقط به [یارى‏] خداست بر او توکل کردم و به سوى او باز مى‏گردم. (88)
 
ترجمه انگلیسی
 
When Our command came along, We turned them upside down and rained stones on them from tablets which had been sorted out,) 82 (
stamped by your Lord. They never lie far from wrongdoers!) 83 (
) VIII (To Midian] God sent [their brother Shuayb. He said:" My people, worship God] Alone [! You have no other deity except Him. Do not give short measure and weight. I see you enjoy well-being while I fear the torment of an overpowering day for you.) 84 (
My people, give full measure and weight with all fairness, and do not cheat men of their belongings nor cause havoc on earth as mischief makers do.) 85 (
Anything God leaves over is best for you provided you believe. I am no guardian set up over you.") 86 (
They said:" Shu'ayb, does your prayer command you that we must abandon what our forefathers worshipped, or that we should] not [do what we wish to with our property? Yet you are such a lenient, normal person!") 87 (
He said:" My people, have you considered whether I bear any explanation from my Lord? He has provided me with handsome sustenance from Himself. I do not want to oppose you in what I am forbidding you; I only want to improve matters so far as I can manage to. My success lies only with God; on Him have I relied and to Him do I refer.) 88 (
 

علت به وجود آمدن خدا چیست و آیا می توان خدا را با چشم دید

 اگر علت به ‏وجود آمدن همه چیز خدا است، علت به وجود آمدن خدا چیست؟
 
پیش از این نوشتم که هر «پدیده‏اى» نیازمند سه علت است؛ نه هر موجودى. پدیده به موجودى گفته می ‏شود که قبلًا نبوده بعداً به وجود آمده. چنین پدیده‏ اى به علت نیاز دارد، ولى موجودى که همیشگى باشد او پدید آورنده علت‏هاست و نیازى به علّت ندارد. اصلًا «خدا» یعنى «خود آ» یعنى کس دیگرى او را به وجود نیاورده. حال اگر خدا را کس دیگرى به وجود آورده باشد دیگر «خود آ» نیست.
آیا می ‏توان عدد چهارى تصور کرد که زوج نباشد؟ و عدد پنجى باشد که فرد نباشد، یا عدد شش بر دو قابل قسمت نباشد؟ پاسخ همه سؤالها روشن است. حالا آیا می توانید خدایى را تصور کنید که علت به وجود آورنده همه چیز باشد (دقت کن!) ولى خودش را دیگرى به وجود آورده باشد؟ پاسخ روشن است اگر چیز دیگرى پیدا شود که او خدا را به‏ وجود آورده باشد دیگر خدا، علت به وجود آمدن «همه چیز» نیست و در واقع دیگرخدا، خدا نیست. پس همه «پدیده‏ها» به علت نیاز دارند، ولى خداوند «پدیده» نیست که به علت نیازمند باشد.
اگر می خواهید چیزهاى بیشترى در این باره بدانید کتاب معارف قرآن، جلد 1، نوشته آیة اللَّه مصباح را بخوانید.
 
آیا وقتى به جهان آخرت می رویم خدا را می توانیم ببینیم و با او سخن بگوییم؟
 
دعا کنید من و شما و سایر مؤمنان به بهشت برویم، آن وقت خواهیم دید که دیدن خدا محال است و پروردگار به هیچ وجه دیده نمی ‏شود، نه در دنیا و نه در آخرت.
همین سؤالى را که شما پرسیده ‏اید را شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید که: آیا خداوند در قیامت دیده می ‏شود، امام فرمود:
خداوند از چنین چیزى منزّه است ... (چنین چیزى درباره خداوند هرگز نباید تصور شود) سپس فرمود: چشم ما نمی بیند، مگر چیزهایى که رنگ و کیفیتى دارند، در حالى که خداوند آفریننده رنگ‏ها و کیفیت‏هاست.
آیا می ‏دانید چرا محال است خداوند را با چشم دید؟ زیرا چشم، چیزهایى را می بیند که:
1- مادّه باشد، پس اگر چیزى ماده نباشد قابل دیدن نیست. آیا تاکنون‏ انرژى را دیده‏ اى؟! الکتریسته را دیده ‏اى؟! این گونه چیزها ماده نیستند تا دیده شوند.
2- جسم باشد، اگر چیزى جسم نباشد و نور را منعکس نکند قابل دیدن نیست؛ مثلًا هوا قابل دیدن نیست، بو را نمی توان دید و ....
3- داراى جهت باشد؛ یعنى بتواند مقابل انسان قرار گیرد، تا با چشم دیده شود، در حالى که خدا فقط در یک جهت محدود نیست، تا قابل دیدن باشد.
در پایان این پاسخ توجه شما رابه حدیث جالبى جلب می کنم.

از على علیه السلام پرسیدند: آیا تاکنون خدایت را دیده ‏اى؟ حضرت فرمود: آیا کسى را که ندیده ‏ام عبادت کنم؟» و در ادامه فرمود: چشم‏هاى ظاهرى هرگز او را نمی بیند، اما قلب‏ها با حقیقت ایمان او را درک مى کنند.

پس خدا را با چشم سر نمی ‏توان دید ولى با چشم دل می ‏توان دید.

 


نام کتاب: سر سفره خدا
نویسنده: محمد على محمدى‏
ناشر: نشر جمال‏

فردا که بیاید

 

👈 فردا که بیاید ، من دیگر نیستم .....

پس لطفا ، کار امروز را به فردا نینداز.... 👉

s230

با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه دویست و سی (72-81)
 
سورةُ هُود
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏
 
 
قالَتْ یا وَیْلَتى‏ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلی‏ شَیْخاً إِنَّ هذا لَشَیْ‏ءٌ عَجیبٌ (72)
 
قالُوا أَ تَعْجَبینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ (73)
 
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهیمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى‏ یُجادِلُنا فی‏ قَوْمِ لُوطٍ (74)
 
إِنَّ إِبْراهیمَ لَحَلیمٌ أَوَّاهٌ مُنیبٌ (75)
 
یا إِبْراهیمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ إِنَّهُمْ آتیهِمْ عَذابٌ غَیْرُ مَرْدُودٍ (76)
 
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سی‏ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا یَوْمٌ عَصیبٌ (77)
 
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ قالَ یا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتی‏ هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فی‏ ضَیْفی‏ أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشیدٌ (78)
 
قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فی‏ بَناتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ ما نُریدُ (79)
 
قالَ لَوْ أَنَّ لی‏ بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوی إِلى‏ رُکْنٍ شَدیدٍ (80)
 
قالُوا یا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصیبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَیْسَ الصُّبْحُ بِقَریبٍ (81)
 
ترجمه فارسی
 
[همسر ابراهیم‏] گفت: اى واى بر من! آیا فرزند آورم در حالى که من پیرزنم و این شوهر من است که در سنّ سالخوردگى است؟ یقیناً این چیزى بسیار شگفت است!! (72)
گفتند: آیا از کار خدا شگفتى مى‏کنى؟ [در حالى که‏] رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است. یقیناً او ستوده و بزرگوار است. (73)
پس هنگامى که ترس و دلهره از ابراهیم برطرف شد و آن مژده به او رسید، با ما درباره قوم لوط [به قصد دفع عذاب از آنان‏] به گفتگو پرداخت. (74)
به راستى که ابراهیم بسیار بردبار و دلسوز و روى آورنده [به سوى خدا] بود. (75)
اى ابراهیم! از این [گفتگو] درگذر زیرا فرمان پروردگارت [بر عذاب قوم لوط] فرا رسیده و یقیناً آنان را عذابى بدون بازگشت خواهد آمد. (76)
و هنگامى که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، به سبب آمدنشان تنگدل و اندوهگین شد [زیرا خود را براى دفع خطر از مهمانانش در برابر قوم تبهکارش توانمند نیافت،] وگفت: این روز سخت و دشوارى است. (77)
و قومش شتابان به سویش آمدند [تا به خیال خود به مهمانانش دست‏درازى کنند، آن قومى‏] که پیش از آن کارهاى زشت و ناپسند مرتکب مى‏شدند، گفت: اى قوم من! اینان دختران من هستند، اینان [از نظر ازدواج‏] براى شما پاکیزه‏ترند، از خدا پروا کنید و مرا در میان مهمانانم رسوا نکنید آیا از میان شما مردى راه یافته نیست؟ (78)
گفتند: مسلماً دانسته‏اى که ما را به دخترانت هیچ حاجت و نیازى نیست و خوب مى‏دانى که ما چه مى‏خواهیم!! (79)
گفت: اى کاش براى مبارزه با شما قدرت و نیرویى داشتم یا به پناهگاهى استوار مأوى مى‏گرفتم. (80)
 [میهمانان‏] گفتند: اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنان هرگز به تو دسترسى پیدا نمى‏کنند، پس خانواده‏ات را در پاره‏اى از همین شب حرکت ده و نباید هیچ یک از شما به سوى شهر بازگردد، اما همسرت را با خود مبر زیرا عذابى که به تبهکاران مى‏رسد به او هم خواهد رسید. یقیناً وعده‏گاهشان [براى دچار شدن به عذاب‏] صبح [فردا] است، آیا صبح نزدیک نیست؟ (81)
 
ترجمه انگلیسی
 
She said:" It's too bad for me! Shall I bear a child while I am an old woman and this husband of mine is elderly? That would be an amazing thing!") 72 (
They said:" Do you marvel at God's command? God's mercy and blessings are on all you people in] this [house. He is Praiseworthy, Glorious!") 73 (
So when his dismay left Abraham and the news came) home (to him, he pleaded with Us about Lot's folk;) 74 (
Abraham was so lenient, worried, concerned.) 75 (
''Abraham, avoid this! It is merely that your Lord's command has come, and torment which cannot be averted has been brought them.") 76 (
When Our messengers came to Lot, he was uneasy concerning them and felt helpless about warding off anything they might do, He said:" This is a critical day!") 77 (
His people came hurrying up to him; while just before they had been performing such evil deeds! He said:" My people, these are my daughters; they are purer for you. Heed God and do not shame me through my guests. Is there not a normal man among you?") 78 (
They said:" You know we have no right to your daughters. You know what we want!") 79 (
He said:" If only I had some power over you or could seek safety at some firm support!") 80 (
They said:" Lot, we are your Lord's messengers. They will not overtake you, so travel with your family during part of the night and do not let anyone of you turn around except for your wife. Her fate is what will strike them] too [. Their appointment will be in the morning. Is not morning near?") 81 (
 

واقعیت عصای حضرت موسی

 

 

 

داستانی می گویمت ز گذشته اما ، ز نکته ها پربار

داستان عصای حضرت موسی که تبدیل شد به اژدها یا مار

 

ممکن است بگویی چگونه ، این که سحر و جادو است

به مانند غیبگویی یا که پرواز با جارو است

 

داستان از این قرار است که آن عصا گِل شد

یعنی در ابتدا پوسید و تبدیل به خاک و گِل شد

 

بعد از آن ، خاک زیر بوته ای رفت و به بوته تبدیل شد

ماری آمد و بوته را خورد ، آنگاه به نطفه تبدیل شد

 

نطفه ی آن مار بزرگ شد و به اژدها تبدیل شد

تمام این ماجرا به ٳذن خدا در چند ثانیه تشکیل شد

 

فرعون و جادوگران بسیار ترسیدند از آن

می سپارم من شما را به خداوند جهان

 

نجمه شفیعی / 23 مهر 1396 یکشنبه / ساعت 20:00